همگرایی علم و فناوری و ساخت یک نوئوسفر (ذهن کره) جدید

تاریخ : ۱۳۹۴/۰۸/۱۸

تعداد بازدید : ۱۳۶۳

موضوع :
0 امتیاز از 0 رای
نسخه چاپی

بحران سراسری تمدن بشری، با ورود بشر به عصر فراصنعتی توسعه و به‌ویژه، ظهور غول‌های صنعتی جوان نظیر هندوستان و چین، وارد مرحله جدیدی شد. اتمام بدیهی منابع متناهی و تمام‌شدنی تمدن، آینده‌ای قابل پیش‌بینی برای ما می‌باشد. امروزه مسئله پیش روی بشر، توانایی وی برای چیرگی بر این بحران، یا در تحلیل نهایی، توانایی وی برای بقا می‌باشد. نوئوسفر مرحله سوم تغییر کره زمین بعد از مرحله زیست کره و حیات است که ناشی از بلوغ شناختی انسان و تاثیرات آن بر محیط اطراف است.

دانشمندان مدت‌ها است که در این زمینه به بحث پرداخته‌اند. ظاهراً اولین مطالعه جدی در زمینه مشکلات جهانی ناشی از رشد تمدن، بر اساس شبیه‌سازی عددی دینامیک سیستم جهانی، در انتهای دهه 1960 و 1970 در فعالیت‌های باشگاه رم، به‌ویژه در کتاب تألیف‌شده توسط دکتر فرستر ، و نیز در کارهای تعدادی از دانشمندان شوروی مورد توجه قرار گرفته‌است. در همان مطالعات اولیه نتیجه‌گیری شد که در بازه زمانی کمتر از 100 سال، بشریت با اتمام منابع مواجه خواهد شد. در نتیجه، مطالعات باشگاه رم نشان داد که بحران تمدن، تمامی اجزای تمدن را در بر داشته و به شکل یک بحران زیست‌محیطی، اجتماعی، سیاسی، مالی و ... خود را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، این بحران از ماهیتی سیستماتیک برخوردار است. بنابراین حل آن در پارادایم فعلی موجود برای توسعه تمدن امکان‌پذیر نمی‌باشد. اما علیرغم اهمیت بی‌شبهه این نتایج، هیچ راهی برای فرار از این بن‌بست پیشنهاد نشده‌است و پرسش "چکار باید کرد؟" تا به امروز همچنان بی‌پاسخ باقی مانده‌است.
دنیای اطراف ما، دنیایی یکپارچه و هماهنگ است. طبیعت، بیوسفر (زیست کره)، برای میلیون‌ها سال به‌ صورت سیستمی خودکفا و خودتنظیم‌کننده، وجود داشته‌است و چرخه طبیعی تبادل جرم و انرژی بر روی زمین در آن رخ داده‌است. در این واقعیت که توسعه تکنوسفر (تکنو کره، مرحله‌ای از توسعه زمین که با آغاز و توسعه فناوری‌های نوین همراه است.) توسط بشریت، موتور محرک پیشرفت‌های علمی و فنی بوده‌است، تردیدی وجود ندارد. اما در عین حال، این پیشرفت و توسعه فنی، در ابتدا سبب ایجاد تضادهایی میان طبیعت و تکنوسفر نیز شده‌است. در طول اعصار گذشته، بشر همواره در تلاش برای افزایش بهره‌وری کار و نیز افزایش حجم تولید بوده و بهای این افزایش‌ها را نادیده گرفته‌است. به عبارت دیگر، پارادایم توسعه تمدن ما از زمان تکوین آن، حداکثر استفاده ممکن از طبیعت به هر بهایی بوده‌است. با گذشت زمان و با ایجاد کره صنعتی، موجبات تحلیل روزافزون منابع و تخریب محیط‌زیست طبیعی فراهم شد و به تبع آن، شکاف میان حیات طبیعت و فعالیت‌های اقتصادی بشریت گسترش یافت. طبق تخمین محققان، سالانه 5 الی 6 میلیارد تن ماده زنده به دلیل فعالیت‌های فنی بشر از بین می‌رود. در طول تاریخ بشریت، نزدیک به 1012*224 کیلوگرم اکسیژن برای احتراق نفت، گاز، زغال سنگ و ... مصرف شده‌است و در طول 50 سال اخیر نیز تقریباً 1012*226 کیلوگرم اکسیژن (تقریباً برابر با مقدار مصرف‌شده در کل دوره پیدایش انسان– شکل 1) به مصرف رسیده‌است.
پیش از رسیدن به اواسط قرن بیستم، چهره تمدن بشری به میزان چشمگیری دگرگون شد. تاثیر بشریت روی محیط‌زیست (بیوسفر) به حدی بحرانی رسید و امروزه، تکنوسفر ساخته‌شده به دست بشر، در واقع به چاشنی نابودی آن مبدل شده‌است.

دریافت فایل word مقاله (filereader.php?p1=main_c47d187067c6cf953)

نظر شما
نظرسنجی

کتاب‌های‌ معرفی‌ شده در سایت را چگونه ارزیابی‌ می‌کنید؟